درد دل
☂sara☂ به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق اتش نگیرد... 
قالب وبلاگ
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود مینالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم خود مینالید.
موعد عروسی فرا رسید...
زن نگران صورت خود را که ابله انرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.
مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال پس از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.
و مرد گفت:«من کاری جز شرط را به جا نیاوردم.»

[ پنجشنبه 26 مرداد 1391 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که کنار درب نشسته و گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: دختر چرا گریه میکنی؟
دختر گفت میخواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولمکم است.
مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ میخرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب  داشت.
مرد به دختر گفت:میخواهی تو را برسانم؟
دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگر نمی توانست چیزی بگوید بغض راه گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد به گل فروشی برگشت دسته گل را پس گرفت و 200 کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه کند!!!
شکسپیر میگوید: به جای تاج بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم میاوریـ شاخه ای از ان را همین امروز به من هدیه کن!

[ پنجشنبه 26 مرداد 1391 ] [ 01:43 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
بانوی خردمندی در کوهستان سفر می کرد که سنگ گران قیمتی را در جوی آبی پیدا کرد.روز بعدبه مسافری رسید که گرسنه بود.
بانوی خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه،سنگ قیمتی را در کیف بانوی خردمند دید از ان خوشش امدو ازاو خواست که ان سنگ را به او بدهد. زن خردمند هم بی درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روی کرده بود، از خوشحالیسر از پا نمیشناخت.
او میدانست که جواهر به قدری با ارزش است که تا اخر عمرمی تواند راحت زندگی کند، ولی چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هر چه زودتر، بانوی خردمندرا پیدا کند.
بالاخره هنگامی که اورا یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلی فکر کردم می دانم چقدر این سنگ با ارزش است، اما آن را به تو پس میدهم با این امید که چیزی ارزشمند تر از ان به من بدهی.
اگر میتوانی ، ان محبتی را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشی...»

[ پنجشنبه 26 مرداد 1391 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر بود و تنها دو وتنها دوروز خط نخورده باقی مانده بود.
پریشان شد وعصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد بدوبیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد خدا سکوت کرد، جار جنجال راه انداخت خدا سکوت کرد. به پرو بال فرشته و انسان پیچید، خدا سکوت کرد.
کفر گفت و سجاده را دور انداخت، خدا سکوت کرد.دلش گرفت و گریست و به سجده . خدا سکوتش را شکست و گفت؛«عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا ولا اقل این یک روز را زندگی کن.»
لا به لای هق هقش گفت:«اما با یک روز...
با یک روز چه کار ممی توان کرد؟...»
خدا گفت:آنکس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است وانکه امروزش را در نمی یابد هزار سال هم به کارش نمیاید»
آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو یک روز زندگی کن.

ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]

[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]




شب قدر است و من قدری ندارم 
چـــه سازم توشه ی قبری ندارم 
شب قدر است ومن کاری نکردم
 امام خویــــش را یــــــاری نکردم
 شب قدر است واحسان حق کو؟
کرامت های بی پایان حق کــــو؟ 
خدایـــــــــــا ؛ طاقت دوزخ ندارم 
که من امنیــــــــت از برزخ ندارم 
تو لطفــــــت را به من ابراز کردی
 در غفــران به رویــــــــم باز کردی


التماس دعا

[ چهارشنبه 18 مرداد 1391 ] [ 03:52 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم...
نسل خوابیدن با اس ام اس...
نسل درد دل کردن با غریبه های مجازی...
نسل جمله های کوروش ودکتر شریعتی...
نسل کادوهای یواشکی...
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس...
نسل سوخته، نسل من نسل تو!
یادمان باشد هنگامی که به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان مدام بگوییم یادش بخیر دنیای ماهم درست مثل جهنم بود!!!

[ سه شنبه 10 مرداد 1391 ] [ 04:29 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
نسل ما نسلی بود که هرگز از گرمای وجود معشوق رو حس نکرد...
نسلی که یواشکی بوسید...
یواشکی نوشید...
یواشکی خندید...
یواشکی فکر کرد...
یواشکی اعتراض کرد...
یواشکی درد دل کرد...
یواشکی انتخاب کرد...
یواشکی عاشق شد...
پس به سلامتی یواشکی که اگه نبود این نسل منقرض میشد.

[ شنبه 7 مرداد 1391 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
یکی شبی مجنون نمازش راشکست
بی وضو در کوچه ی لیـــــلا نشست
گفت یارب، از چه خوارم کـرده ای؟؟؟
بر صلیب عشـــــق دارم کـرده ای؟؟؟
مرد این بازیچه دگر نیستــــــــــــــم
این تو و لیــــلای تو مـــــــن نیستم
گفت ای دیـــــوانه لیلایت منـــــــــم
در رگت پیـــــــداو پنهانت منـــــــــم
سالــــــــها باجور لیلی ســــــاختی
من کنــــــــارت بودم و نشـــــناختی

[ شنبه 7 مرداد 1391 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
سلامتی اونایی که درد دل همه رو گرش میکنند اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن!
سلامتی اون دلی که هزار بار شکست،ولی هنوزم دل شکستن بلد نیست!
سلامتی اونایی که تو اوج سختی و مشکلات بجای اینکه ترکمون کنند درکمون میکنند!
سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره!!!!
سلامتی اونی که تو خیالمونه اما بی خیالمونه!
به سلامتی پسری که تا یه دختر خوشگل میبینه سرشو میندازه پایین میگه اگه اخرشم باشی بازم انگشت کوچیکه عشقم نمیشی!
سلامتی اون دختری که زیر بارون خیس میشه ولی عشقشو باهیچ ماشینی عوض نمیکنه!
سلامتی اونی که دوستش داری اما دیگه مال تو نیست! 
سلامتی فراموش نشده هایی که فراموشمون کردند!!!!

[ شنبه 7 مرداد 1391 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام دوستای خوبم امیدوارم تعریفایی که از وبلاگ میکنین حقیقت داشته باشه دوستش داشته باشین...
راستی یه چیزی، میخوام از دوست خوبم علی(ایلیا) تشکر کنم که خیلی لطف داشت به من تو ساخت این وبلاگ.
دوستتون دارم.
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic